قادر فاضلى
28
قرآن از زبان قرآن ( فارسى )
خارقالعاده نيستند ، بلكه كلام مدعيان آن را ارزيابى كرده سپس به قبول يا انكار آن مىپردازند . به همين دليل پيامبراكرم صلي الله عليه و سلم علاوه بر معجزههاى حسّى كه مختص زمان خود و افراد حسگرا بود ، به معجزهء فكرى جاويد كه براى همه اعصار است نيز مجهز بود . عبدالرحمن سيوطى در اين خصوص گفته است : « بدانكه معجزه امرى خارق العاده است كه مقرون به تحدى و محفوظ از معارضه باشد . و آن يا حسى است و يا عقلى . بيشتر معجزات بنىاسرائيل به جحهت كُندذهنى و ضعف انديشهء آنها حسى بود ، ولى بيشتر معجزات اين امت عقلى است و آن به جهت كمال عقل و فهم ايشان است . زيرا كه اين شريعت جاودانه و تا قيامت به اعجاز عقلى باقى است تا صاحبان بصيرت آن را ببينند . چنان كه رسول خدا صلي الله عليه و سلم فرمود : به هريك از پيغمبران چيزى عطا شد كه افراد بشر به آن ايمان مىآوردند ، آنچه به من داده شده وحى است . از اينرو اميدوارم كه بيشتر از همهء آنها پيرو داشته باشم . معنى حديث اين است كه ؛ معجزات پيغمبران با گذشت زمان منقرض شد و جز حاضران آن دوره كسى آن را نديد . ولى معجزهء قرآن تا قيامت باقى و اعجاز بودنش در اسلوب و بلاغت و اخبار از امور غيبى ، هميشگى است . پس هيچ عصرى از اعصار نمىگذرد مگر اينكه قسمتى از آنچه خبر از وقوعش داده شده است آشكار مىگردد كه بر صحت ادعاى قرآن دلالت كند . . . . پس كسانى كه از او تبعيت كنند بيشتر هستند ، چون آنچه با ديده دل مشاهده مىشود باقى و مستمر است و كسانى كه بعداً مىآيند نيز آن را مىبينند . « 1 » »
--> ( 1 ) - الاتقان ، چاپ اميركبير ، ص 367